دلتنگی های نفیس

بیخیالی

هیچ اتفاق جذابی برای نوشتن نیست. زدم ب بی خیالی. ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم .....افتاده از آسمون آرزوها. دلم میخاد برم تو یه کوهستان. ....یه غار کوچیک و تنگ.....تا از بزرگی این دنیای تنگ فرار کنم.   روزهای پر غصه ی بی خیالی پشت هم می گذره....... بذار همه به بی خیالیم بخندن.....بهتر از اینه ک عمق فاجعه رو بفهمن.  این جا دیگه شادمانه نیست.  در خونه ی هر چی شادیه گل گرفتن! این جا پره از دلتنگی. دلتنگی های نفیس.....  
4 مرداد 1394
1