بیخیالی
هیچ اتفاق جذابی برای نوشتن نیست. زدم ب بی خیالی. ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم .....افتاده از آسمون آرزوها. دلم میخاد برم تو یه کوهستان. ....یه غار کوچیک و تنگ.....تا از بزرگی این دنیای تنگ فرار کنم. روزهای پر غصه ی بی خیالی پشت هم می گذره....... بذار همه به بی خیالیم بخندن.....بهتر از اینه ک عمق فاجعه رو بفهمن. این جا دیگه شادمانه نیست. در خونه ی هر چی شادیه گل گرفتن! این جا پره از دلتنگی. دلتنگی های نفیس.....
نویسنده :
نفیسه
14:12

